تقریبا موضوع زمان کم برای یادگیری زبان انگلیسی، دغدغه خیلیها است. در این میان زبانآموزان بزرگسال به طور جدیتر با این مشکل رو به رو میشوند. آیا واقعا راهکارهایی عملی برای کوتاه کردن این مسیر وجود دارد؟ پاسخ بله هست. اگرچه فرایند زبانآموزی همیشه طولانی است، ولی با به کاربردن اقداماتی میشود این مهارتآموزی را کوتاهتر کرد.
پیشنهاد اول: همراهی با یک معلم زبان:
امروزه به خاطر بودن منابع نامحدود از هر قسم، افراد شاید فکر کنند که نیاز به معلم زبان نیست و خودشان به تنهایی از عهده مسیر برمیآیند. این تصوری کاملا اشتباه مخصوصا در مورد زبانآموزان مبتدی تا ابتدای سطوح متوسطه است. اینها نمیداند که چه روشی برایشان مناسب است، در کجای مسیر یادگیری هستند، نمیتوانند به خود باخورد دهند و سطح پیشرفت را بسنجند، و چون تعهدی به کسی ندارد خیلی راحت مسیر را رها میکنند.
گرفتاری دیگر عوض کردن مکرر معلم و موسسه است به خصوص این مشکل در بین بزرگسالان رایجتر است. آنها به محض اینکه کمی دلزده و ناامید میشوند که عموما هم از تفکر غلط درباره زبانآموزی ریشه میگیرد، معلم و مرکز آموزشی را تغییر میدهند و سالها از وقت گرانبها را هدر میدهند. پس از انتخاب معلم خود، دندان روی جگر بگذارید و ساعت خود را بیثمر به دنبال بهترین معلم، روش و موسسه آموزشی هدر ندهید.
پیشنهاد دوم: محدود کردن منابع:
به گمانم آنقدر که برای آموزش زبان انگلیسی منابع وجود دارد که برای هیچ شاخه آموزشی دیگری این همه دسترسی نیست. وبسایتها، کتابها، ویدوهای آموزشی، بستههای خودخوان، و بینهایت منبع متفاوت دیگر. متاسفانه زبانآموزان فراوانی هستند که به محض برخورد به مشکل در یادگیری زبان که بیشتر اوقات هم طبیعی است، فورا به دنبال منبع جدید میروند.
مثلا هیچوقت گرامر را اصولی و پیوسته یاد نگرفتهاند و به جای تمرکز عمیق بر یک کتاب، کتابخانهای از کتاب های گرامر را اطراف خود میچینند بدون خروجی عملی در زندگی واقعی.
و یا کتاب لغتی را که خریدهاند را اصولی و منظم مرور نمیکنند و بعد از اینکه متوجه فقر لغتی خود میشوند، فورا به سراغ منبع بعدی میروند به امید فرجی که حاصل شود.
حتی افراد ممکن است دچار توهم و کتاب زدگی شوند. یعنی یک مجموعه را تا سطح پیشرفته شامل لغت و گرامر خریداری کردهاند و صرف داشتن کتابها حسی به آنها میدهد گویی که سطح زبان واقعی هم همانند منابع است.
در نتیجه تا حد امکان از پریدن از این منبع به آن منبع اجتناب کنید و با همان منابع استاندارد که دارید ادامه دهید، بدون کشتن وقت خود مگر اینکه بعد از مدتها، با مشورت استادتان به این نتیجه برسید که باید چیزی کم و یا زیاد شود.
پیشنهاد سوم: تمرکز بر مطالعه:
اگر میخواهید که کارایی شما به حداکثر برسد و در زمان کوتاهتری به نتیجه برسید، موارد بر هم زدن تمرکز را کم کنید. مثلا اگر کسی عادت دارد زمانی را در شبکههای اجتماعی سپری کند، باید قید چرخیدن بیهدف را بزند. اگر کسی اهل وقت گذرانی با دوست و فامیل در حد بالایی است، حتما باید محدودیتی در کوتاه مدت بگذارد.
اگر امکان دارد بزرگسالان مدتی از کارشان مرخصی بگیرند تا وقت آزاد بیشتر داشته باشند. حتی زبانآموزان باید مدیریت عاطفی خود را هم به دست بگیرند. اگر شما بر سر هر موضوعی واکنش نشان میدهید و به خاطر خشم، کینه، و استرس مدتی از خواندن متمرکز دست میکشید، ادامه این روند انرژی روانی زیادی از شما میگیرید.
پیشنهاد چهارم: واقعبین بودن:
مسیر زبانآموزی پر از خطا، فراموشی، چالش و استرس است و اینکه این مهارت نیاز به صرف زمان کافی دارد. اگر واقعبینی کافی نباشد افراد به راحتی مسیر را راها میکنند با و جود اینکه نیاز به یادگیری زبان هم هست، ممکن است که مدتی فعالیت متوقف شود و در این بین زمان زیادی هم از بین خواهد رفت.
پیشنهاد پنجم: شرکت در کلاس خصوصی:
یادگیری زبان در محیطهایی با سیستم ترمیک، امکان منعطف بودن را نمیدهد. ممکن است زبانآموز توان بالا و وقت آزاد بیشتری برای یادگیری داشته باشد که با شرکت در کلاس خصوصی میتواند از یک برنامه شخصی سازی شده بهره ببرد. پس در این مدت اگرچه هزینه کلاس خصوصی بیشتر از کلاس عمومی میشود، اما این خود نوعی سرمایهگذاری هم محسوب میشود. زیرا زمان یادگیری کوتاه میشود و زبان آموز به صورت فشردهتر ادامه میدهد.





آخرین نظرات: