سوالی بسیار پیچیده است درست مثل اینکه از کجا آمده و به کجا میروم؟ مدتی بود که در کانال تلگرامی خودم مینوشتم و خواستم که وبلاگی جدا برای نوشتن داشته باشیم که سرانجام گفتم از همین وبسایت شروع کنم.
واقعا نمیدانم که پایان این نوشتن کجاست و چیست؟ شاید هم پایان عمر من بشود انتهای نوشتن من چونکه این کار خوشبختانه یا بدبختانه هیچ ارتباطی به سن و سال ندارد.
در این هفت ماه نوشتن منظم در کانالم و همچنین روی کاغذ، این کار خیلی برایم راحتتر شده است. به یاد دارم که اولین نوشته برایم خیلی سخت بود. حس میکردم که بین انگشتان و فکرم هماهنگی نبود و نیم ساعت طول کشید تا یک نوشته صد کلمهای نوشتم. الان قدری چیزها برایم سهل شده است با این حال میدانم که تازه آغاز کار هستم و همیشه هم آغاز کار خواهد بود.
قدری صبورتر هم شدهام چون در اوایل زود خسته میشدم و دوست داشتم بروم سراغ کاری دیگر ولی اوضاع تغییر کرده و بیوقفه پیش میروم.
همیشه ذهنم پر از سوال و شلوغی است که مشتاقم بدانم پاسخ این سوالها چیست؟ بیشک کسی روی این کره خاکی نیست که بتواند به آن پاسخ دهد. شاید لازم باشد در زمانهای مختلف دوباره به دنیا بیایم تا پاسخ سوالات خود را در هر دوره که کشف شدن بگیرم.
راستی آیا این امکان برای ما پیش میاید که بتوانیم دوباره متولد شویم؟ در عصرهای مختلف زندگی کنیم؟ پاسخ سردرگمیهای خودمان را بگیریم؟ و با ذهنی بدون هیچ سوال به جا ماندهای از این دنیا برویم؟ به کجا؟ نمیدانم.




آخرین نظرات: