تمام افرادی که تصمیم به یادگیری زبان دوم دارند، با موانعی روبهرو میشوند که در صورت عدم آگاهی، آنها را از ادامه مسیر باز میدارد.
1) تبلیغات فریبنده:
در حوزه زبان هم مانند هر بخشی دیگر افرادی سودجو هستند که از ناآگاهی مردم به نفع خود استفاده میکنند. آنها با وعدههایی مانند: یادگیری زبان فقط در شش ماه و چهار ماه، یادگیری زبان در کوتاه مدت، یادگیری زبان بدون فراموشی و با فیلم و سریال، بر موج هیجانات مردم سوار میشوند. آگاه باشید که یادگیری زبان یک فرایند طولانی مدت است و برای کسی که از پایه شروع میکند حداقل دو سال طول میکشد که حتی به سطح متوسط برسد. اگر با چنین شعارهایی روبهرو میشوید حتما از افرادی که اطراف شما هستند و قبلا زبان را یاد گرفتهاند بپرسید که چقدر طول کشیده تا به سطح مورد نظر برسند. میتوانید نظر چندین فرد را که تدریس زبان میکنند جویا شوید قبل از اینکه با اولین فرد وارد آموزش شوید.
2) تجربه شکستهای قبلی:
طبق نکته قبلی، یادگیری زبان بلند مدت است و در این حین ممکن است افراد به علتهای متفاوت دچار شکست شوند. تجربه شکست میتواند شروع کردن دوباره را دشوار و یا غیر ممکن کند. در نظر داشته باشید که گاهی عوامل شکست آفرین در دایره کنترل شما نبوده و حتی اگر شما در یک موقعیت نتوانستهاید به هدف برسید، دلیل بر نرسیدن به هدف در جای دیگری هم نیست. اگر یادگیری زبان برای شما ضروری و موفقیتزا است، چشم خود را بر روی شکستهای قبلی ببندید و مجدد شروع کنید. فراموش نکنید که باید برای هدف خود تلاش کنید و تعهد داشته باشید چون اگر شکست در زبانآموزی به واسطه کم کاری شما باشد، با این اهمال کاری هر بار انگیزه خود را برای شروع دوباره تکه پاره میکنید.
3) تمرکز بر روی مهارتی خاص:
زبانآموزانی هستند که بنا بر شرایط و ترجیح شخصی دوست دارند یک مهارت را بیشتر در خود تقویت کنند. مثلا حرف زدن یا گوش دادن و حتی نوشتن. نکته این این که هر زبانی مجموعهای از ترکیب عناصر مختلف است. بر فرض شما نمیتوانید حرف بزنید ولی از گرامر و لغت غافل باشید، نمیتوانید گوش دادن خود را بهبود بخشید در حالی که با معنی کلمات و ساختارها آشنایی ندارید، نمیتوانید بنویسد در حالی که به لغت و گرامر آشنایی ندارید. پس بهترین محیط آموزشی جایی است که بستهای کامل از تمام مهارتها را در اختیار شما قرار میدهد و البته آن محیط آموزش موظف است که مهارتها را به صورت عملی با شما کار کند.
در مدت تدریسم با افراد بیشماری مواجهه شدهام که میگویند: من فقط میخواهم حرف بزنم و لغت گرامر برایم مهم نیست فقط با من حرف بزنید.
سوال این است که ما چطوری میتوانیم حرف بزنیم در حالی که هیچ برنامهای برای یادگیری عملی لغت و گرامر نداریم؟ مگر زبان ترکیبی از دو آجر لغت و گرامر نیست؟ علت پیشنهاد این افراد ممکن است مربوط به یادگیری لغت و گرامر قبلی بوده که استفاده نشده است. اما زبانآموزان باید بدانند که اجزا زبان باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و با مراکز آموزش کار کنند که این اجزا را به صورت کاربردی با آنها تمرین میکنند.
4) عدم تحمل ابهام:
زندگی پر از ابهام است. یعنی اینکه همه چیز واضح و روشن در برابر چشمانمان نیست. یادگیری زبان هم ابهامات خودش را دارد. باید در یادگیری گرامر استواری داشته باشید در حالی که تمام زوایایی کاربردی آن مشخص نیست، تلفظی را یاد بگیرید که شکل نوشتاری و آوایی کلمات، گاهی اوقات متفاوت است، با ساختارهایی روبهرو شوید که نقض کننده دستور زبان شما است. در نتیجه اگر بخواهید در تمام قسمتها کنجکاوی به خرج دهید و علت آن پدیده را بدانید چیست، تحمل ابهام پایینی دارید و یادگیری زبان برای شما هراسناک میشود.
5) عدم تحمل اشتباه کردن:
زبانآموزی یک مهارت است و مانند هر کار جدید دیگری مستلزم به کار بردن است و به کار بردن همیشه با اشتباه همراه است. زبانآموزان مخصوصا بزرگسال وحشتی زیاد نسبت به اشتباه کردن دارند. ممکن است سرخ شوند، حس شرمندگی کنند، و حتی در حضور سایرین و معلم کمتر بخواهند ریسک کنند و حرف بزنند. همگی شما که تصمیم به یادگیری زبان میکنید اشتباه کردن را جزیی جداییناپذیر از یادگیری بدانید و با حس ترس و حقارت خطا کردن کنار بیاید. یقین داشته باشید که اکثر اشتباهات ارتباطی به سطح هوش و توانمندی شما ندارد و بخش طبیعی از یادگیری زبان دوم است.
6) منابع آموزش فراوان:
در حال حاضر برای یادگیری زبان انگلیسی هم مراکز آموزشی بیشمار و هم کتب فراوانی وجود دارد و این فور نعمت گاهی اوقات دردسر ساز میشود. مثلا زبانآموزان به اندازه کافی تلاش و استمرار ندارند و وقتی نتیجه قابل قبولی را نمیگیرند به دنبال دلایلی خارج از خود هستند. ممکن است آموزشگاه و معلم خود را تند تند عوض کنند و به دنبال بهترین کتاب و منبع باشند. در این حین وقت زیادی را تلف میکنند و این خود باعث شکست در آموزش میشود. در نظر داشته باشید که آموزشگاه، معلم و کتاب آنقدرها مهم نیست که تلاش و پشتکار شما مهم است پس از انتخاب استاد و منبع خیلی به دنبال تغییر پیدرپی نباشید.
7) اعتماد نداشتن به کتابها:
به تازگی شاهد جوی در دنیای تبلیغات هستیم که ادعا دارند که بدون کتاب و با فلان منبع و با جزوه زبان را یاد میدهند. اگرچه امروزه منابع بسیار متعدد شدهاند ولی دلیل شکست افراد استفاده از کتابهای سنتی نیست. به اعتقادمن اگر کتابها با منابع دیگر تکمیل شوند و هدف یادگیری عملی باشد، هنوز هم از منابع خوب به شمار میآیند ولی اگر فقط اتکا به کتاب باشد و چنان تولید زبانی صورت نگیرد، نه تنها کتابها بلکه منابع دیگر هم ناقص خواهند بود. در نتیجه فکر نکنید که تنها یک منبع خاص برای یادگیری وجود دارد و تمامی منابع آنلاین و کتابی هر کدام به تنهایی و در کنار بقیه منابع نقاط قوت و ضعفی دارند. وظیفه مدرس با تجربه این است که شما را از سردرگمی میان منابع متعدد نجات دهد.
8) باور نداشتن به توانایی ذهنی خود:
اگرچه افراد توانایی یادگیری متفاوتی دارد اما روی سخن من با کسانی است که معمولا خود را دست پایین میگیرند. ممکن است آنها تجارب ناخوشایند یادگیری داشته باشند که اثری منفی بر روانشان گذاشته باشید. این افراد باید بتوانند تجربه قبلی را از حال حاضر جدا سازی کنند و با آرامش به زبانآموزی بپردازند. نکته دیگر در مورد افراد بزرگسال است که عموما باور دارند به خاطر بالا رفتن سن، دیگر توانایی یادگیری ندارند در حالی که آنها میتوانند با تمرکز و تلاش بیشتر، کمبود این توانایی را جبران کنند.
مثلا کسی میاید و میگوید من الان 30 سال دارم تا بخواهم زبان را یاد بگیرم سی و چند ساله شدهام و عمرم گذشتهاست. من به او میگویم که تو اگر زبان را هم یاد نگیری سی و چند ساله خواهی شد و عمرت خواهد گذشت پس بهتر است از زمانی که داری استفاده کنی و کمترین پشیمانی را برای خودت به جای بگذاری.
9) تاکید فقط بر شرکت در کلاس حضوری:
امروزه دنیای اینترنت در همه عرصهها حضور دارد و آموزش هم بخشی از آن است و حضور اینترنت در دنیای ما روز به روز بیشتر هم خواهد شد و به هیچ وجه دنیای آینده ما خالی از نقش اینترنت نخواهد بود. در این بین زبانآموزانی هستند که همچنان به دنبال شرکت در کلاس حضوری هستند و ممکن است به خاطر بودن در ترافیک و زمان سپری شده در رفت و آمد، خسته و کلافه بشوند و حتی هزینه بیشتری را هم صرف کنند. در اینجا به عنوان کسی که 5 سال است که دارد آنلاین تدریس میکند به شما اطمینان خواهم داد که هیچ کاهش کیفیتی در کلاس آنلاین نیست. نکته مهم تلاش زبانآموز و مهارت مدرس است در صورت بودن این دو عنصر یادگیری اتفاق میافتد و در صورت نبودن آن، حتی در کلاس حضوری هم یادگیری مناسب صورت نمیگیرد.
10) فقط کلاس رفتن کافی نیست:
متاسفانه باوری نادرست مخصوصا در بین زبانآموزان کلاس خصوصی هست که فکر میکنند همین که کلاس میروند برای آنها کافی است. یادگیری زبان به تکرار و تمرین فراوان نیاز دارد و حتی این دو عامل از عنصر مدرس و مرکز آموزشی هم مهمتر است. پس اگر به صورت طبیعی به تمرین و تکرار بها میدهید که خوشا به حال شما اما اگر منتظر هستید که معلم و آموزشگاه جور شما را بکشند، شک نکنیدکه یادگیری نصفه و نیمهای خواهید داشت.





آخرین نظرات: